مکاتب مدیریت

قديمي ترين نظريات مديرتي تحت عنوان ديدگاه كلاسيك ها {سنتي}شامل:مديريت علمي{فردريك تيلور-گيبرت}ومدريت اداري {هنري فايول و ماكس وبر} وبوروكراسي{ماركس}مي باشد.

يكي از اولين مكاتب مديريت كه در سالهاي اوايه قرن بيستم عموميت يافت،مكاتب مديريت علمي بود[1].افرادي از جمله ليليان گيلبرت[2] هانري گان وهارنيگتون امرسون[3]،در پايه گذاري اين مكتب نقش داشته ولي نام تيلور[4] هنيش از ديگران با اين مكتب اورده مي شود.

تيلور يك مهندس حرفه اي ما اموزش رسمي محدودبودكه از طريق تجربه كاره گري شروع به كار كردي كه بعد سرپرست وسرانجام مدير كارخانه تبله .اودر شركت فولاد ميدويل در كاليفرنيا كار مي كرد .كه به وجودپديده اي به نام متعلق يا كم كاري به معني اهسته تر تو كار كردن پي برد.

تلور ارزش طراحي مجددشرايط كاري را براي دست يابي به بازده بالاتر براي كارخانه ودستمزي بهتر رابراي كارگران محقق ساخت .اودر 1911 كتاب خودرا تحت عنوان مديريت علمي منتشر نبود.كه اصلا مديريت تبليور چنين بود:

1-علم فراتر از قواعد علمي انجام كار 2-گزينش علمي وآموزشي3-جمع گرايي فرادگرايي4-شرايط يكسال براي مديريت وكاركنان.

تيلور نشان داد كه كار گراني كه با قالب هاي اهني سنگين سرو كار دارند ممكن است از كار گراني كه كار راحتي دارند بسيار بهره ورتر باشند.

يكي از پيامدهاي مديريت علمي اين بود كه به كارگري غير انساني كارگران براي دستمزي بيشتر سبب بيكاري تعدادي زيادي از كارگران شدچون به تعدادي كينري مورد نياز بود .جملات به تيلور بالا گرفت تا اين كه روش او توسط مراجع رسمي در امريكا مورد برسي واقع شد. اين مباحثه به طوري واقعي هرگز حل نشد يا اين كه با شروع جنگ جهاني اول بحث خاتمه يافت .

مديريت اداري {وظيفه گرايان}

در بحبوحه سالهاي جنگ جهاني ،افرادي از نظير هنري فايل فرانسوي[5] تجربيات خود را در كار مديريت به صورت وظايف مديري فعكس ساختند .فايول ،كل سازمان را پيكره واحدي مي ديد كه فعاليت هاي ان به شش دسته تقسيم مي شد:

فني{توليدي}،بازرگاني{خريد فروش ومبادله}،مالي {تعيين منابع مالي ومصرف بهينه}،ايمني {حفاظت از اموال وافراد}،حسابداري{تعيين وضع موجود مالي }،ووظايف مديري{برنامه ريزي ،سازماندهي،فرماندهي،هماهنگيوكنترل}.وي بيان مي دارد كه 5 دسته فعاليت اول مشخص ترند ودر نتيجه بيشتر كتاب خود رابه تحليل فعاليت نشسته كه به وظايف مديريت مشهور گشته –اختصاص داده است .فايول ضمن بيان اين واقعيت كه ؛{{… در امور مديريت هيچ چيز مطلق نيست }}،نوتها ومتون هايي را كه در تجربه به بدان رسيده بود وانها رادر تقويت پيكر !سازمان يا انجام وظايف مديريت مي دانست به عنوان اصول چهاره گانه مديريت ارئه كرد:
1-تقسيم كار دهده
[6]:تجزيه كار به واحد هاي ساده يا تخصصي گرايي

2-اختيار[7]:حق دستوردادن وبه اجرا دراوردن ان به كمك پاداش تنبيه

3-انظباط:[8]:،اطاعت وتعهد نسبت به قوانين ومقررات سازمان

4-وحدت فرماندهي[9] :هر عضودر سازمان فقط در مقابل يك مقام مسئول است وفقط از او دستور مي گيرد.

5-وحدت مديريت[10]:هر گروه از فعاليت هاي سازماني كه هدف واحدي دارند توسط يك مدير اداره مي شوند.

6-وابستگي منافع فردي به هدف كلي [11]:هدفهاي سازماني بر اهداف فردي ارجعيت دارد:

7-حيران خدمات كاركنان[12]:هپرداخت حق الزحمه مناسب به كار كنان

8-تمركز[13]:اخذ تصميم توسط مديران سطوح بالاتر

9-سلسله مراتب د[14]:خط فرمان از بالا ترين سطح به پائين ترين سطح ادامه مي يابد :

10-نظم[15]:هر چيزي در جاي مناسب وتوسط شخصي مناسب ودر زمان مناسب بايد انجام شود

11-عدالت[16] :توام بودن رفتار مديران بازير دستان بر مبناي انصاف وعدالت.

12-ثبات[17] :منظور ثبات شغلي وعدم نقل وانتقاد زياد كاركنان ومديران مي باشد.

13-ابتكار عملي [18]:وجود تفكر ونو اوري در اجراي وظايف توسط زير دستان

14-احساس يگانگي[19]:همان روحيه كارگروهي است كه به موجب وحدت وهماهنگي مي شود

مديريت دموكراسي:{مارسك وبر}

دموكراسي –نظام اداري با سازمان بزرگ وگستر ده ماركس وبر ،جامه شناسي الماني  مهم عمده اي در تحليل ان داشته است ماركس عقيده داشت كه با استفاده از الگو هاي رفتاري معيني ،فعاليت هاي سازماني بزرگ را مي توان طوري هدايت كرد كه بيشترين ميزان توليده ياتر خريت موثر داشته باشد.مدل سازماني وبر داري ويژگي هاي زير بود:

1-پيروي از قوانين ومقرات:پيروي وتيبعيت اعضاي سازمان از قوانين ومقررات به حفظ ثبات سازمان كمك مي كند.

2-سازمان رسمي{غير شخصي بودن}

3-تقسيم كار :تقسيم وظايف به كارهاي ساده وتخصصي تر موجب مي شود كه به كاراي به حد مطلوب رسيد.

-ساختار سلسله مراتب :يك سلسله مراتب خوب ومشخصي رفتار كاركنان راكنترل مي كند.

5-قدرت واختيار :كه بالاتر رفتن از سطوح سازماني افزايش مي يابد.

6-معتغد براي كار مادام العمر

7-منطقي بودن{عقلانيت}

 

[1] -SEINTIFIC  MANANAHMENT

[2] -LIIIIAN  HIIDERTH

[3] -HENRH  SANTT

[4] -HARRINHTON  EMEERSON

[5] -FREDERICK  W.TAHIOR

6-HENRH  PAHOI

[6] -DIRISION  OFWORK

[7] -AVTHORITH

[8] -DISCIPIINE

[9] -VNITH   OF COMMAMD

[10] -VNITH OF DIRECTION

[11] -SVDORDINATION OF INDIVIDVAI   INTERETSTOHENERAI

[12] -REMVNERATION OF   PERSONNEH

[13] -CENTERAIIZATION

[14] -SCAIAR          CHAIN

[15] -ORDER

[16] -EHVITH

[17] -STADIIITH     of            tenvre      of     personnai   

[18] -initiative

[19] -esprhtde          corps

+ نوشته شده توسط احسان خاکی پور در جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 8:5 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar